chamfron برنامه اصولگرا انتخابات اخبار سیاسی و اجتماعی

chamfron: برنامه اصولگرا انتخابات اخبار سیاسی و اجتماعی

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار حوادث آخرین پیامی که قاتل ارسال کرد

خرید و دانلود

تا به حال صد بار آخرین پیامکی را که از شماره پدرش فرستاده شده است بود مرور کرده. «پدر و مادرت پیش ما هستند، اگر نیایی فردا قیافه‌ات دیدنی است…» 

آخرین پیامی که قاتل ارسال کرد

عبارات مهم : آخرین

تا به حال صد بار آخرین پیامکی را که از شماره پدرش فرستاده شده است بود مرور کرده. «پدر و مادرت پیش ما هستند، اگر نیایی فردا قیافه ات دیدنی است…»

به گزارش ایران؛زن سیاهپوش گوشه ای از حسینیه نشسته و مات زده اطراف را نگاه می کند. گاهی فریاد می کشد و پدر، مادر و دو دختر جوانش را صدا می زند. انگار دنیا برایش تمام شده است هست. باور این که پدر و مادرش؛ تنها تکیه گاه و سنگ صبورش و دو دختر ۱۷ و ۱۹ ساله ای که از جانش عزیزتر بودند در دو گور دو طبقه کنار هم آرمیده اند برایش سخت هست. تا به حال صد بار آخرین پیامکی را که از شماره پدرش فرستاده شده است بود مرور کرده. «پدر و مادرت پیش ما هستند، اگر نیایی فردا قیافه ات دیدنی است…» ضجه می زند. کاش ترساندن سیروس را جدی گرفته بود. کاش…

ساعت ۳ عصر روز چهارشنبه ۲۵ مهر، بازپرس خاص قتل پایتخت و تیم تحقیق پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران در جریان قتل یک زن و مرد سالخورده و دو دختر ۱۷ و ۱۹ ساله در منزل ای واقع در خیابان نبرد جنوبی قرار گرفتند. با حضور مأموران در محل مشخص شد عامل جنایت پدر ۴۷ ساله خانواده است که بعد از بیهوش کردن پدرزن و مادرزن و دو دخترش، آنها را با چاقو به قتل رسانده هست. این مرد که در صحنه جنایت حاضر بود با صراحت به قتل ها اعتراف کرد و دستگیر شد. متهم هم اکنون جهت تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران قرار دارد.

آخرین پیامی که قاتل ارسال کرد

«بهرام» با صدایی گرفته و بغض آلود اتفاقات هفته گذشته را مرور می کند و افسوس می خورد که آیا اجازه داده بود پدر و مادرش میهمان منزل شوهرخواهر سابقش شوند. وی به خبرنگار «ایران» گفت: «این اتفاق شوک وحشتناکی جهت خانواده ما بود. خواهر بزرگم از شنیدن این اتفاق سکته کرده و در بیمارستان خوابیدن است و خواهرم که همسر سابق قاتل بود، بهت زده نه حرف می زند و نه توانایی انجام کاری دارد. فقط در گوشه ای نشسته و ضجه می زند. دیدن اوضاع او کم از داغی که به ما رسیده، نیست…»

وی با اشاره به اتفاقات چند شب قبل ادامه داد: «خواهرم یک هفته قبل به خاطر دعوا و زد و خورد با سیروس منزل را ترک کرده بود و جهت اینکه مانند هر لحظه «سیروس» نتواند او را از منزل پدری ام به زور ببرد از من کمک خواست. من هم او را به منزل خودم بردم. حتی گفتم گوشی اش را خاموش کند تا پیامک های سیروس را نبیند.

تا به حال صد بار آخرین پیامکی را که از شماره پدرش فرستاده شده است بود مرور کرده. «پدر و مادرت پیش ما هستند، اگر نیایی فردا قیافه‌ات دیدنی است…» 

شامگاه سه شنبه یعنی یک شب قبل از این اتفاق، «سیروس»، به پدر و مادرم زنگ زده بود و از آنها خواسته بود به منزل او بروند تا چند روزی که او می خواست جهت فروش منزل اش به شمال برود مواظب دخترها باشند. هنگامی که من باخبر شدم به مادرم اصرار کردم فرزند ها را پیش خودشان بیاورند و آنجا نروند. ولی ظاهراً «سولماز» خیلی اصرار کرده بود و مادرم نتوانسته بود به او جواب منفی بدهد. «سیروس»، در منزل اش دیکتاتوری داشت و هیچ کس حتی دخترانش نمی توانستند با او حرف بزنند و اینکه گفته پدر و مادرم در زندگی اش دخالت می کردند دروغ محض است.»

بهرام افزود: «خواهرم چهار سال قبل از «سیروس» جدا شده است بود ولی چون او مدعی شده است بود که هیچ کس به جز او نمی تواند بالای سر دخترهایش باشد او را مجبور کرده بود با آنها زندگی کند. در این سال ها چند باری دعوایشان شد و «سیروس» با جار و جنجال و با واسطه قرار دادن دخترهایش، او را به منزل برگردانده بود. ولی دفعه آخر خواهرم دیگر نمی خواست برگردد. آن شب با اینکه از او خواسته بودم تلفنش را خاموش کند ولی دلش طاقت نمی آورد و دلواپس فرزند ها بود. ولی هر بار که گوشی روشن می شد پیامک های مختلفی از سیروس می آمد که هم ترساندن کرده بود و هم التماس. خواهرم حرفی به من نمی زد و خودخوری می کرد. هنگامی که دیدم پدر و مادرم به تلفن جواب نمی دهند فکر کردم آنها را با خودش به شمال برده ولی صبح چهارشنبه خواهرم گفت «سیروس» شب قبل با تلفن پدرمان جهت او پیامی تهدیدآمیز با این مضمون فرستاده بود؛ «پدر و مادرت پیش ما هستند، اگر نیایی فردا قیافه ات دیدنی است…». هنگامی که این خبر را دیدم مطمئن شدم اتفاقی افتاده هست. همان موقع با برادر «سیروس» تماس گرفتم. قرار شد او از برادرش خبر بگیرد و به ما زنگ بزند ولی چند ساعت بعد او هم دیگر تلفنش را جواب نداد. ساعت ۹ شب دیگر نتوانستم بی خبر بمانم و با خواهرم به منزل «سیروس» رفتیم. خواهرم در حیاط را باز کرد.

از آنجا که برق اتاق روشن بود ولی هیچ صدایی از داخل منزل نمی آمد، به او پیشنهاد کردم با کلانتری تماس بگیریم. ولی مأمور پلیس که آمد از ما خواست همراهش به کلانتری برویم. آنجا بود که فهمیدیم چه بلایی سرمان آمده است و «سیروس»؛ پدر و مادرم و دو دخترش را به نحوه فجیعی به قتل رسانده هست. برادرانش می گفتند از ساعت یک و نیم تا سه جلوی منزل در می زدند ولی «سیروس» در را رویشان بازنکرده. دست آخر هنگامی که او سماجت آنها را می بیند در منزل را باز می کند و اجساد را نشان ارزش می دهد.»

آخرین پیامی که قاتل ارسال کرد

وی در ادامه گفت: «سیروس بوکسور حرفه ای نبود. او مربی بدنسازی بود و چند سال قبل با برادرش باشگاهی اجاره ای را اداره می کردند. چند سال اخیر سرمایه اش را در کار خرید و فروش موتورسیکلت و ماشین و گاهی هم منزل انداخته بود. نه اعتیاد داشت و نه مشروب خور بود ولی عصبی و پرخاشگر بود. دلم جهت خواهرزاده هایم می سوزد که حسرت رفتن به رستوران، سینما و یک تفریح دلخوش کننده به دلشان ماند و ناکام از این دنیا رفتند. با سیروس قبل از جدایی خواهرم رفت و آمد داشتیم او واقعاً میهمان نواز بود ولی افسوس… «سیروس» خانواده خیلی محترمی دارد با آنها هم خوب نبود و مدام با خواهر و برادرهایش دعوا می کرد و زیاد اوقات با همه قهر بود.»

واژه های کلیدی: آخرین | ایران | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار